گزارش ویژه| ۱۴۴۰ ساعت تولید محتوا و آنتنی که پر نمی‌شود / مدیران دوپینگی صدا و سیما چه بر سر رسانه ملی آوردند؟

0 دیدگاه

سازمان صدا و سیما با نزدیک به ۵۰ هزار نیرو، هزاران میلیارد تومان بودجه و درآمد تبلیغاتی نمادی از ناکارآمدی مدیرانی است که با تولید بیش از ۱۴۰۰ ساعت محتوا در روز اخیرا دست به دامن واینر‌های اینستاگرامی برای جذب مخاطب شده‌اند.

گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو- نرگس مرادی؛ اصلا نمی‌گذارند عرق پیشانی آن دکمه‌ی جست‌وجوگر، روی کنترل تلویزیون خشک شود. هر بار که شروع می‌کند به جست‌و‌جو بالاخره یک شبکه‌ی جدیدی یافت می‌شود. دکمه‌ای که تا الان ۲۸ شبکه‌ی سراسری، ۹ شبکه برون مرزی، ۳۲ شبکه استانی را برای سیما و ۱۷ شبکه سراسری، ۶ شبکه برون مرزی، و ۳۱ شبکه‌ی استانی را برای صدا، جست‌وجو کرده است؛ و ما حالا دیگر دست کم ۱۲۰ شبکه را چرخ زده‌ایم و سردرگم میان زمین و هوا، دور دوم مسابقه‌ی دوی استقامت را با کنترل شروع می‌کنیم و دست خود را زیر چانه می‌زنیم و کجکی از سر بی حوصلگی تلویزیون را دوباره می‌چرخانیم و می‌چرخانیم تا دچار این دور تسلسل پیدا کردن یک برنامه مطلوب شویم. مگر نه اینکه این تعداد شبکه، حکایت از این دارد که صداوسیما با احتساب ۱۲ ساعت در روز، عملا باید روزانه ۱۴۴۰ ساعت تولید محتوا داشته باشد. پس چرا ما هنوز اندر خم یک برنامه‌ایم؟

دوراهی ادغام یا تعدد شبکه‌ها
چند سالی است که سازمان صداوسیما برسر دو راهی ادغام یا تعدد شبکه‌های رادیو تلویزیونی مانده است. از طرفی تعدد شبکه‌ها را راهی برای جذب مخاطب می‌داند و از سویی دیگر بودجه سازمان کفاف هزینه‌ی تولید محتوای با کیفیت برای این تعداد شبکه را نمی‌دهد. تصمیم‌گیری بر سر این دوراهی آنقدر سخت است که شبکه‌ها از مدیری به مدیر دیگر کم و زیاد می‌شوند.

یکی از سیاست‌هایی که رسانه ملی در زمان مدیریت عزت الله ضرغامی، برای برون رفت از هجمه‌ی انبوه شبکه‌های ماهواره‌ای و جذب مخاطب حداکثری پیش گرفت، توسعه کمی شبکه‌های رادیو و تلویزیونی بود. ضرغامی در اسفند ۸۹ با افتتاح رسمی شبکه مستند، این نهضت را آغاز و در مدت ۳ سال اقدام به راه اندازی ۱۱ شبکه سراسری تلویزیونی، ۱۵ شبکه سراسری رادیویی، ۱۱ شبکه استانی، ۷ شبکه برون مرزی تلویزیونی، ۲ شبکه برون مرزی رادیویی و ۲ شبکه تعاملی کرد.

اما در مقابل محمد سرافراز، رئیس پیشین صداوسیما، سیاست افزایش کمی شبکه‌ها را سیاستی اشتباه می‌دانست، سیاستی که نتیجه‌ای جز افزایش بدهی‌ها، کاهش کیفیت برنامه‌ها و ریزش مخاطب برای صداوسیما نداشت.

در همین راستا سرافراز تعدادی از شبکه‌های همسو و کم مخاطب، از جمله شبکه بازار را تعطیل و شبکه ۵ سیما را به شبکه اقتصاد تبدیل کرد و نیز شبکه شما و آموزش، نمایش و تماشا را در یکدیگر ادغام کرد.

همزمان با روی کارآمدن علی عسگری دوباره همه چیز به حالت قبل بازگشت. راه‌اندازی مجدد شبکه‌ی تماشا، تاسیس شبکه ایران‌کالا به جای شبکه بازار و افتتاح شبکه‌هایی مثل امید، جام، نما، نوا، ثقلین، لبیک، بشارت، شیران و سپهر از جمله اقدامات علی عسگری بود.

۱۴۴۰ ساعت تولید محتوا، حکایت آنتنی که پر نمی‌شود / مدیران دوپینگی صدا و سیما چه بر سر رسانه ملی آوردند؟

اما آیا امروز که حدود ۱۰ سال از این تصمیماتِ ضد و نقیض مدیران سازمان گذشته، صداوسیما به هدفِ جذب حداکثری و افزایش سطح اعتمادِ مخاطب رسیده است؟

حجت الله موسوی مقدم قائم‌مقام رسانه ملی در ۱۲ تیر ۹۹ در مجمع عمومی طلاب و فضلا بیان کرد: در حال حاضر با صعوبت و سختی کاری که وجود دارد در بخش‌های مختلف، موفقیت‌های بسیاری را کسب کرده‌ایم که یکی از آنان کسب رتبه بالاترین مرجع و منبع خبر از سوی مردم است؛ صداوسیما در جریان ویروس کرونا، ۸۰ درصد مخاطب برای کسب خبر‌های کرونایی را دارا بوده است.

موسوی مقدم اظهار کرد: امروز بالای ۹۰ درصد اعتماد به رسانه ملی و بالای ۸۰ درصد رضایت نسبت این رسانه وجود دارد.
این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که طبق آخرین آمار مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) فقط ۳۷.۶ درصد از شهروندان تهرانی به اخبار منتشر شده پیرامون کرونا در صدا و سیما در خرداد ماه ۹۹ اعتماد زیادی دارند.

منطق آماری صداوسیما اینگونه عمل می‌کند که اگر شما در سال، ببینده حداقل یکی از برنامه‌های آن باشید، شما را هم در جرگه‌ی مخاطبان خودش حساب می‌کند. بر همین اساس، نظرسنجی مرکز تحقیقات رسانه‌ی ملی در خصوص میزان مخاطبان شبکه‌های تلویزیونی در بهار ۹۹ نشان می‌دهد که ۸۰ درصد مردم ایران مخاطب رسانه‌ی ملی هستند.

از صداوسیما جز همین آمار‌هایی که جامعه آماری چندان دقیقی ندارند، هیچ‌گونه آمار قابل اتکایی در دسترس نیست. مطالبه‌ی شفافیت مالی و آماری از این سازمان، مطالبه‌ی به حق، ولی محقق نشده‌ای است که تمام گزارش‌ها و پایان نامه‌های مربوط به صداوسیما را دست آخر به همی‌نجا ختم می‌کند.

خطر تهی شدن از محتوا، کمبود نیروی انسانی متخصص، کمبود بودجه جهت ارتقا کیفیت برنامه‌های تولیدی، سالها است شبکه‌های صداوسیما را تهدید می‌کند. موضوعی که عملا هیچ یک از مدیران سازمان توجهی به آن ندارد و با توجه به جدول تفصیلی بودجه، در سال ۱۳۹۸ بودجه صدا و سیما حدود ۴۵۰۰ میلیارد تومان در نظر گرفته شده است.

تعدد شبکه‌ها، سیاستی نافرجام در ایران
سیاست تکثر شبکه‌ها در جهت افزایش مخاطب، مستلزم شرایطی است که با توجه به نظام رادیو تلویزیونی در ایران تحقق آن امکان پذیر نیست.

دکتر پاکدهی عضو هیئت علمی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی در پایان‌نامه دکتری خود این‌طور بیان می‌کند که «تعدد و تکثر رسانه‌ها موجب رقابت می‌شود و هریک از رسانه‌ها می‌کوشند تا برای حفظ و تداوم خویش و یافتن موقعیتی بهتر، بیشتر به فعالیت بپردازند و خدمات بهتر و مناسبتری ارائه کنند، به ویژه زمانی که تأمین مالی آن‌ها توسط مخاطبان یا مشترکان انجام می‌شود و نه خزانه ملی و بدون توجه به نیاز‌ها و میل و سلیقه مخاطبان و بهره‌مند شوندگان از برنامه‌های رادیو – تلویزیونی، اما قوانین رادیو – تلویزیونی مورد بررسی ایران که در واقع انحصار بخش رادیو تلویزیونی را پیش بینی کرده اند، در این زمینه دارای نقصان هستند و در واقع نوعی تعدد شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی دولتی و از یک مرجع را پیش بینی کرده اند که در حقیقت به مفهوم واقعی این امر به معنی وجود تعدد و تنوع، یعنی صدا‌های متنوع و متعدد نیست، بلکه به معنی پخش و انتشار یک صدا از کانال‌ها یا شبکه‌های مختلف و متعدد رادیویی و تلویزیونی است. باید اشاره کرد که هند و ترکیه پس از آنکه در دهه ۱۹۹۰ با ورود برنامه‌های رسانه‌های فرامرزی و تأسیس شبکه‌های خصوصی در داخل روبرو شدند؛ مسئله انحصار بخش رادیو و تلویزیونی را کنار گذاشته و به تجدید نظر در این زمینه اقدام کردند، اما جمهوری اسلامی ایران در این زمینه هنوز هیچ گونه اقدامی انجام نداده است. به این ترتیب انحصار دولتی رادیو و تلویزیون و با انحصار آن توسط بخش خصوصی دارای تمایلات خام تجاری و سرمایه داری، به حمل تعدد و تکثر لطمه می‌زند.» با این تعابیر زمانی تکثر شبکه‌ها موجب افزایش مخاطب می‌شود که رقابتی بین شبکه‌ها برای پخش برنامه‌ی با کیفیت‌تر ایجاد شود. این در حالی است که در نظام رادیو تلویزیونی ایران انحصاری است و منابع مالی آن نیز دولتی است پس در این صورت چنین چیزی نمی‌تواند به وقوع بپیوندد و در نهایت تعدد و تکثر شبکه‌ها در ایران نمی‌توانند باعث افزایش مخاطب شوند.

آخرین راه
پازل ارتقاء کیفیت برنامه‌های صداوسیما و جذب مخاطب حداکثری، تکه‌های گمشده‌ای دارد که ادغام و تعطیلی شبکه‌ها شاید آخرین تکه آن باشد. سازمان صداوسیما به عنوان یکی از پرکارمندترین سازمان‌های اداری شناخته شده است. سازمانی که بیشتر نیرو‌های آن را به جای نیرو‌های برنامه ساز، نیرو‌های ستادی-اداری تشکیل می‌دهند. این سازمان در حالت ایده‌آل می‌تواند با ۱۲-۱۰ هزار نیرو همین مقدار خروجی را داشته باشد. با وجود همه این معضلات، توسعه کمی شبکه‌ها نیز ناخودآگاه حجم زیادی نیروی انسانی را به سازمان تزریق می‌کند. در حال حاضر تخمین زده می‌شود که سازمان صداوسیما حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار نیروی انسانی دارد.

شاید تعدیل نیرو، حذف پست‌های اداری، تربیت نیروی متخصص و برنامه ساز به راحتی امکان پذیر نباشد. اما دست کشیدن از افزایش کمی شبکه‌ها و ادغام شبکه‌های کم کخاطب و همسو و رها نکردن مخاطب در انبوه برنامه‌های تکراری و کم کیفیت می‌تواند یکی از راحت‌ترین راهکار‌ها برای بهبود اوضاع صداوسیما باشد.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما محفوظ خواهد بود.