شاه‌محمدی: ساختار پژوهشی مشخصی در دانشگاه نداریم / دسترسی دانشجو به اطلاعات ممنوع!

0 دیدگاه
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، حسین شاه محمدی، دانشجوی ممتاز دانشگاه صنعتی شریف است. لیسانسش را از سال ۹۲ آغاز کرده و ورودی سال ۹۸ مقطع دکتری در رشته‌ی مهندسی صنایع است. وی در گفتگوی تفصیلی با دانشجو از روندی که در پایان‌نامه‌اش طی کرده و از مشکلاتش که بین بچه‌های فنی مشترک است، می‌گوید.

 

یکی از مشکلات بچه‌های فنی مهندسی انتخاب موضوع پایان‌نامه‌هاست. بعضی خودشان انتخاب می‌کنند بعضی اساتیدشان. موضوع پایان نامه وقتی کاربردی نباشد، ثمری ندارد. در این صورت دانشجو انگیزه‌ای برای انجام آن نخواهد داشت. عموما اساتید موضوعاتی را انتخاب می‌کنند که در نهایت به ارتقا آنها ختم شود. موضوع پایان نامه‌ی شما هم به این شکل بود؟

 

در مورد پایان‌نامه‌ی ارشد تقریبا موضوع را خودم مشخص کردم. با توجه به نیازی که در داخل کشور احساس می‌کردم در مورد مدیریت ریز شبکه‌ها. موضوعی که در نسل آینده‌ی شبکه‌های انرژی ممکن است به وجود بیاید. سعی کردم یک موضوع کاربردی را انتخاب کنم. خب استاد هم همراهی کردند ولی یکی از مشکلات این بود که ما داده‌ی داخلی نداشتیم برای این کار و نهایتا منجر به این شد که مجبور شدم با داده‌های کانادایی کار کنم. مدلی ارائه دادیم که بر مبنای داده‌های خارجی باشد. دسترسی به اطلاعات سخت بود. حتی در ارشد اجازه‌ی دسترسی به دانشجو نمی‌دادند که بخواهد استفاده کند از این داده‌ها برای کار پژوهشی. کسی نمی‌توانست حمایت بکند.

 

معمولا اساتید واگذار میکنند به خود دانشجو. حالا در دوره‌ی ارشد که اینجوری بود. در دوره‌ی دکتری هم که هنوز موضوع را مشخص نکردیم. اساتید می‌گویند موضوعی را انتخاب کنید که داده‌اش را پیدا می‌کنید. یعنی کمک خاصی قرار نیست اساتید بکنند و اطلاعات خاصی که نیاز داریم را در دسترس ما قرار دهند. خود دانشجو باید صفر تا صد این کار را جلو ببرد.

بعضی از اساتید یک لیست بلند و بالایی از موضوعات انتخابی خود را به دانشجو ارائه می‌دهند . حالا این دانشجو است که از بین موضوعات لیست مذکور باید یکی را انتخاب کند. اگر استاد دغدغه‌ی مشکلات صنعت را داشته باشد، موضوعات کاربردی در لیست جای می‌گیرند. مواردی هم دیده می‌شود که خود دانشجو موضوع پایان‌نامه‌اش را از نیاز‌های صنعت انتخاب می‌کند.

وضعیت دانشگاه شما چطور است و آیا اساتید موضوعات را براساس نیاز‌های صنعت انتخاب می‌کنند یا نه؟

یکی از معضلاتی که می‌خواستم اشاره کنم همین است. در دانشگاه‌های خارج وقتی می‌خواهند دانشجو دکتری انتخاب کنند استاد می‌گوید من یک ظرفیتی دارم برای فلان موضوع. این تعداد دانشجو می‌خواهیم که روی این موضوع کار کنیم و پژوهش انجام دهیم. در داخل اینجوری نیست. دانشجوی دکتری را انتخاب می‌کنند حالا بر اساس کنکور و مصاحبه و غیره. دو سال بعدش موضوع رساله‌ی دانشجو دکتری مشخص می‌شود. یعنی در ابتدا معلوم نیست قرار است دانشجو چه کاری انجام بدهد. استادش هم مشخص نیست. معمولا بعد ورود به دوره‌ی دکتری حدود یک سال، یک سال و نیم بعد از آن مشخص می‌شود دانشجو قرار است چه کاری انجام دهد. دانشجو‌ی دکتری هم معطل است که روی چه چیزی باید کار کند. خودش باید برود موضوع را پیدا کند. خودش داده را پیدا کند. در نهایت یک گزارش بدهد که دارد روی فلان موضوع کار می‌کند. این شکلی نیست که اول موضوعات را مشخص کنند. لااقل در دانشگاه ما که اینجوری است. البته مصادیقی هم هست که در شروع دکتری اساتید صحبت می‌کنند و موضوع را مشخص می‌کنند ولی عموما اینجوری نیست.

 

وی ادامه داد: دانشجوی دکتری را انتخاب می‌کنند. در ابتدا معلوم نیست قرار است دانشجو چه کاری انجام بدهد. دو سال بعدش موضوع رساله‌ مشخص می‌شود. دانشجو‌ هم معطل است که روی چه چیزی باید کار کند. شروع شدن کار پایان‌نامه‌ها هزینه روی دست دانشجویان می‌گذارد. مبلغ اولیه را خودتان فراهم کردید یا دانشگاه حمایت کرد؟ دانشگاه بودجه‌ای را برای فاز اجرایی پایان‌نامه‌ها اختصاص داده؟

 

اگر پروژه‌ی دانشجو به سمت ساخت برود، گاهی کمک‌هایی از طرف دانشگاه می‌شود. این کمک‌های گهگاهی بستگی به رشته و شرایط خاصی دارد. بعضی رشته‌ها مثل مکانیک، هسته‌ای و انرژی که نیاز به ساخت دارند که در نهایت خروجی آزمایشگاهی داشته باشند، معمولا به دانشجو‌های این رشته‌ها کمک می‌کنند ولی باز هم بستگی به توانمندی استاد دارد که می‌تواند آن کمک پژوهشی را از دانشگاه بگیرد یا نه. مشکل هزینه‌ها هم باعث می‌شود پروژه زمین بماند.از طرفی باعث به تعویق افتادن دفاعشان هم می‌شود. ولی در حوزه‌های نظری عموما این کمک صورت نمی‌گیرد.

در دانشگاه شما دفتر ارتباط دانشگاه با صنعت بود؟ حضور فعالی در دانشگاه داشتند؟ با دانشجو‌ها ارتباط می‌گرفتند؟ ارتباط‌گیری به چه شکلی بود؟

بله دفتر ارتباط داشتیم. اخیرا راه افتاده. ساختار این دفتر در دانشگاه ما زیاد تعریف شده نبود. اساتید از کارخانه‌های مختلف پروژه می‌گیرند و دانشجوهایی که قرار است با آنها کار کنند هم مشخص می‌کنند. چیزی که من یک سال اخیر در دانشگاهمان دیدم این بود که دفاتر می‌روند دنبال صنعت. نیاز‌های صنعت را در قالب پروژه تحویل دانشگاه می‌دهند و بعد اساتید با دانشجو‌ها پیگیری می‌کنند. یعنی صنعت مسائلش را به اساتید و دانشگاه می‌گوید. اساتید هم آن مسائل را بین دانشجو‌های ارشد و دکتری پخش می‌کنند. این چیزی است که اخیرا شروع شده و ساختار و چارچوب قاعده‌مند و مشخصی پیدا نکرده‌ است. دفاتر ارتباطی با دانشجو ندارند. ممکن است دانشجو نیاز شدید داشته باشد که خودش در این مسیر قدم می‌گذارد و با دفاتر ارتباط می‌گیرد. از طرف دفاتر هیچ میل و طلب خاصی وجود ندارد که بیاید و دانشجو را راهنمایی کند. حمایت خاصی غیر از ارائه‌ی مسائل ندارند. مشکل از نوع تعریف ساختار مسئله است.

 

موضوع پایان‌نامه‌ها اهمیت دارد. کیفیت آنها به کاربردی بودنشان هم بر‌می‌گردد. اینکه موضوعات انتخابی اصلا نیاز جامعه هستند یا نه. اساتید یک سری مسائل را صرفا براساس منافع شخصی انتخاب می‌کنند. منافع شخصی مثل ارتقا دانشجو پروژه را پیگیری می‌کند. وقتی به نتیجه رسیدند تازه به دنبال متقاضی می‌گردند. چون در هنگام انتخاب موضوع به نیاز صنعت توجهی نداشتند. موانع ارتباط دانشگاه و صنعت زیاد است. از نظر شما چه موانعی وجود دارد؟

 

یکی تعریف ساختار پژوهش. ما ساختار پژوهشی مشخصی در دانشگاه نداریم. در دانشگاه‌های خارج کل تغذیه‌ی پژوهش از طرف صنعت صورت می‌گیرد. یعنی مسئله از صنعت می‌آید. کمک مالی از صنعت می‌آید. دانشگاه تنها کاری که می‌کند این است که مسئله را حل می‌کند و پولش را می‌گیرد. در خارج اکثر تامین مالی دانشگاه‌ها از طریق همین پروژه‌ها صورت ‌می‌گیرد. در دانشگاه‌های ما ارتقا اساتید وابستگی به این مسائل ندارد. یعنی ملاک ارتقا استاد فقط از طریق تعداد مقاله است و ثبت شدن در فلان ژورنال است. نیاز به پژوهش و حل مسئله‌ی بومی و ملی در ارتقا اساتید اصلا مطرح نیست. به خاطر همین اساتید هم تمایل زیادی ندارند که روی مسائل واقعی که در سطح جامعه می‌بینند کار کنند و دانشجو را به آن سمت سوق بدهند. ترجیح می‌دهند بیشتر روی چیزهایی کار کنند که سریع‌تر به ارتقاشان کمک کند.

 

ملاک ارتقا استاد فقط از طریق تعداد مقاله است و ثبت شدن در فلان ژورنال است. نیاز به پژوهش و حل مسئله‌ی بومی و ملی در ارتقا اساتید اصلا مطرح نیست.

 

یک مشکل دیگر دانشجویان دکتری این است که تامین مالی‌شان مشکل دارد. یعنی در دانشگاه‌های خارج معمولا سعی می‌کنند بر اساس پژوهشی که دانشجو انجام می‌دهد یک مبلغ ماهیانه‌ای بدهند. هزینه‌ی پژوهش و درس خواندنش را دانشگاه یا صنعتی که به آن دانشگاه وصل است می‌دهد. ولی در ایران از یک طرف دانشگاه محدودیت ایجاد می‌کند برای دانشجوی دکتری که شاغل نباشد. از یک طرف هیچ نوع کمک مالی نمی‌کند. در واقع دانشجو را بین دوراهی قرار می‌دهند. نمی‌داند روی پژوهش کار کند یا برود سمت کار و درآمد خودش. این باعث می‌شود که کیفیت آن پژوهش کم شود. دانشجوی دکتری مجبور است چهار یا پنج سال روی یک موضوع کار کند و در کنار آن باید بتواند هزینه‌های زندگی‌اش را هم تامین کند. مجبور می‌شود که بیرون کار کند و در نهایت کیفیت آن پژوهش کم شود. در ایران از یک طرف دانشگاه محدودیت ایجاد می‌کند برای دانشجوی دکتری که شاغل نباشد. از یک طرف هیچ نوع کمک مالی نمی‌کند.

هزینه‌ای که به دانشجوی دکتری اختصاص داده شده و پرداخت نمی‌شود یا اختصاص داده نشده؟

نه. اختصاص داده نشده ولی خیلی محدود است. حالا بنیاد ملی نخبگان به یک درصد خاصی از دانشجویان هر دانشکده‌ی یک دانشگاه هزینه‌ای ماهیانه ‌می‌دهد. خود دانشگاه هم که هیچ نوع هزینه‌ای را برای دانشجوی دکتری در نظر نگرفته. اینکه موظف باشند که کمک مالی برای پژوهشی که در دانشگاه‌ها انجام می‌شود اختصاص بدهند، یک چنین چیزی نداریم.

 

این هزینه‌هایی که به دانشجویان دکتری می‌دهند شامل یک سری افراد خاص می‌شود؟ یا باز هم براساس یک سری ویژگی‌های خاص است؟

این هم بر اساس یک سری ویژگی‌هاست. حالا مثلا براساس معدل و سابقه‌ی دانشجو و البته پارتی! چیزی نیست که برای همه باشد. گاها بعضی از اساتید می‌توانند از صنعت پروژه‌ای بگیرند. از این طریق می‌توانند دانشجو را تامین کنند. بقیه‌ی دانشجویانی که نمی‌توانند به صنعت وصل شوند، در پژوهششان دستشان خالی می‌ماند.

 

شما از کجا متوجه شدید که موضوع پروژه‌ شما نیاز صنعت است؟

من با چندتا از اساتیدی که آشنا بودند صحبت کردم. میشود گفت فامیل بودند. چون آنها رابطه داشتند با نیروگاه‎‌ها گفتند یک چنین مسئله‌ای هست. می‌شود روی آن کار کرد. کاملا احساس نیاز بود به آن مسئله. به این طریق راهنمایی شدم که این موضوع را انتخاب کنم. ولی اکثر کارهایی که ما می‌دیدیم انتزاعی بودند. یعنی یا الان نمی‌شود پیاده‌سازی کرد یا موضوعات غیرکاربردی بودند که به درد محیط فعلی ما نمی‌خورد. پژوهش‌هایی که در حال حاضر اصلا مورد نیاز ما نیست.

پروژه که تکمیل شد مورد استفاده قرار گرفت؟ اقدام باید از طرف کجا باشد تا نتیجه‌ی پژوهش شما مورد استفاده قرار بگیرد؟

فعلا نه. استفاده نشده. معمولا صنایع یک سری نیازهای پژوهشی سالیانه را اعلام می‌کنند. مثلا وزارت نیرو صد تا موضوع می‌دهد می‌گوید که من این نیازها را دارم. من هنوز نتوانستم پیدا کنم که موضوع من به درد این سازمان می‌خورد یا نه. هنوز نتوانستم پیدا کنم که این موضوع را به کجا ارائه بدهم. چطور ارائه بدهم؟

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما محفوظ خواهد بود.